تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم - مرحوم آقاسی
دستای پینه بسته ی علی به همراه منه
خونه نشینی علی آتیش به جونم می زنه
تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علیه
قافیه ی تنگ دلم از دل تنگی علیه
توکوچه های غربتم نشونی از مولا میدن
اهل محل سلاممو جواب سر بالا میدن
به من میگن علی کیه ؟ علی امام عاشقا ست
به من میگن علی چیه ؟ داغ دل شقایقا ست
توی نجف یه خونه بود که دیواراش کاهگلی بود
اسم صاحب اون خونه مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند می شد یه کیسه داشت که برمی داشت
خرما و نون و خوردنی هرچی که داشت تو اون میذاشت
راهی کوچه ها می شد تا یتیما رو سیر کنه
تا سفره ی خالیشونو پر از نون و خرما کنه
شب تا سحر پرسه میزد پس کوچه های کوفه رو
تا پر بارون بکنه باغای بی شکوفه رو
عبادت علی مگه میتونه غیر از این باشه
باید مث علی بشه هرکی که اهل دین باشه
بعد علی کی میتونه محرم راز من بشه؟
درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من بشه؟
فردا اگه مهدی بیاد دردهارو درمون می کنه
آسمون شهرمونو ستاره بارون می کن

+ نوشته شده در  ساعت 21:54  توسط امیر  |