تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم - استاد شهریار
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
 به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
  به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کردم گدا را
چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را
 بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
 چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را



+ نوشته شده در  ساعت 9:30  توسط امیر  |